خدا دوش با خدایم چنین گفتم خدایا یا تو نیستی که می دانم هستی و یا در این خانه نیستی که می دانم هستی و یا نمی بینی که می دانم می بینی و یا نمی شنوی که می دانم می شنوی و یا فراموشم کردی که می دانم نکردی و یا نمی توانی که می دانم می توانی و یا از تو چیزی کم می شود که می دانم نمی شود پس چرا نمی خواهی که دگرگون شوم و چرا ازین مرداب نجاتم نمی دهی و به آرزویم نمی رسانی تا رها شوم که تو را بهتر بپرستم ای معبود من ای یکتای بی همتا ای برآورنده آمال نظرم به توست نظرت به من باشد
برچسب:
نویسنده: نیکی رادمنش
تاريخ: چهارشنبه
28 مرداد
1405 ساعت: 19:02